معين الدين نطنزى
144
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
خاك برآميختند . مدفن او در جنب پدرش واقع است . و چون امير شيخ كيفيت واقعهء برادر بشنود با وجود صغر سن دست به انتقام بر آورد و نهيب داد تا رنود و اوباش شيراز به ضرب چوبدستى و سنگ ، ياغى باستى را با توابع و حواشى از شهر بدر كردند حتى كه زنان سدرهء بامها بر سر ايشان خرد مىكردند . مسعود شاه را پسر نبود . از او يك دختر ماند ، جهان ملك نام ، به غايت مستعده بود و اشعار او معروف است . ذكر امير كيخسرو بن محمود شاه اينجو چون برادرش حكومت شيراز بر او مسلم داشت سالها حكومت به استقلال كرد . مردى قهار بود و تدبير كارها ندانستى . چون مسعود شاه از اردو مراجعت نمود او به مخالفت برخاست و با برادرش محاربات و مقاتلات بنياد نهاد . عاقبت مقيد گشت و در حبس بود تا وفات يافت . پسرى و دخترى از او بازماند ، كيقباد و خان سلطان كه زن شاه محمود بن محمد مظفر بود . ذكر سيرت امير جمال الدين شيخ ابو اسحق اينجو به عقل و هنر و دلاورى و سخا و جوانمردى و علم و فضيلت يگانهء روزگار بود . سخاى او تا به حدى بود كه روزى حكايت حاتم طائى پيش او مىگفتند كه قصرى ساخته بود و چهل دريچه داشت ؛ چون سايل از حاتم چيزى طلبيدى از هر چهل دريچه او را بنواختى . او گفت : از يك دريچه چندان بايستى داد كه سايل را به دريچهء ديگر رفتن حاجت نبودى . در زمانى كه امير پير حسين به حكومت شيراز نشست نخواست كه او در شيراز باشد ، امارت اصفهان به دو داد . بعد از يك سال معزول گردانيد و در آن ولا ، ملك اشرف بن تيمورتاش بن چوبان به عزم تسخير ممالك فارس روى به شيراز نهاده بود . چون به اصفهان رسيد ، امير شيخ به دو پيوست و به اتفاق روى به سوى شيراز نهادند و در دو منزلى اصفهان تمام امرا و سپهداران لشكر از او اجتناب نموده